X
تبلیغات
مرتد
مرتد
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
سلام دوستان

به زودی به روزم

..............

لینک


سبک سریهایت را که نگاه میکنم

و خنده بی وقفه ات را

با آن نگاه هیز وسوسه انگیز

ترک میخورد تنم از سر تا پا

میبلعد مرا در خود آتش زمینی که شاید توئی!

 

سر از پا نمیشناسم

تا داغ میشود رگم در هجوم تو!

زمان می ایستد و من سر میخورم تا بهشت...

تو مجنونی و من لیلی!

بغض عطش فریاد میزند

زیر آوار خستگی

و نشئگی میخندد به روی شب!...

 

پیراهنم  پیراهنت...

و حادثه که تا هفت شبانه روز

دنبال میکند سایه مرا...

تو که پرت میشوی توی بازوان

معصومیت پرواز میکند از فراز من

پا به پا  انگشت به انگشت  دندان به دندان

عبور

تا سیاهی موهای تو

 

قول که میدهی

خنده ام میگیرد از حماقت سبز!

باز رفتم توی شیشه

و تو پیروز از حقارت زرد!

 

حرفی نمیزنی و من

تنها که میشوم

گیج میخورم با سیگار روی لب

روی میز

تا آفتاب طلوع کند از لبان تو...

 

سکوت مثل همیشه نوشیدنی است

گرم و سوزان  مثل تن تو

دلم برای بارانیم تنگ شده و تو هیچ نمیفهمی

سنگ که میشوی

پا درمیانی فرشته ها هم بی فایده است

مثل قهوه تلخ اما سیاه

 

راستی

یادم رفت

اینجا هنوز......

 

لینک


سلام یاران

مدت زیادیه که پست جدید نذاشتم.نه حالشو داشتم نه فرصتشو. یه سه ماهی میشه که سرباز شدم!!! اونم کجا؟؟؟!!!! تبعید!! شدم جزیره! خارگ... پاسگاه مرزی-دریایی خارگ... خلاصه جاتون خالیه! بیخود و بی جهت وقت حروم میکنم و صماغ میمکم. خیلی سخت نیست فقط انتظار که آدم و دیوونه میکنه. به قول صادق هدایت: در زندگی زخمهایی هست که آهسته آهسته در انزوا روح آدم را میخورد و میتراشد... اینجا تو تنهایی تا دلتون بخواد این زخمها میاد سراغ آدم... تجربه ی عجیب و بزرگیه... صبر زیادی میخواد اونم از نوع ایوبش! بگذریم  شاید بازم از اینجا پست جدید گذاشتم... حق یارتون

لینک


پر کن پیاله را از هوس

تا دوباره از  انتهاااااااااااااااای دیوار

پیدا شوم     سرخوش 

 

نفس گم میشود در من

من دلش گرفته

از خودش…..

 

تو همین روزها به گمانم می آیی

من باور میکند حضور سرد تورا

 

قصه ی غصه ی کلاغها به قصیده میماند

قصیده ی تمام شدن قصه و نرسیدن………

 

من یادش می آید از خاطره

من غرق میشود در خاطره

 

قهوه فالش گرفت باز!

فنجان پراز فال گشته است

 

بالا بالا بالا

می آورم یا نه ؟!

 

سگ میخندد به روی من

من هار میشود دوباره!

 

سر ریز میشود از پیاله هوس

تو هستی اینجا انگار

 

دام دام دادا دام

دادام دا  دا  دام دام

 

 

و این است موسیقی مرگ من!

من   من میشود باز

 

من   من میشود باز!

 

 

 

…….

 

لینک


...
 حالا که نیستی

 در تمامی لحظه های ندیدنی میشود تورا دید

 حالا که نیستی

 همراه بالش شبهای تب آلود

 دل بی افسار می تازد

 به گمانم    هوایی شدنت چیزی نبود که هوا شناسان کمکم کنند

              آلودگیت را هیچ شیمیدانی برایم تفسیر نکرد

 حالا دیگر   تصاحب آن چشمها چندش آور است

               فراق با واژه هایی از جنس برف سیاه می آید

 حالا دیگر   مردی در سینه ی ساکت خودش مرده است....  

لینک


فضای اندرونی ذهن    مکانی برای وقوع جنگ جهانی سوم

۱.یکی از نکاتی که در کار گروهی و جمعی حائز اهمیت بسیار است همانا رواداری و مداراست.چرا که در غیاب اینها هر کدام از ما خودکامگانی هستیم بالقوه. فی نفسه این جدال کلامی را به فال نیک میگیرم. چرا که تمرین دموکراسی و احترام به حقوق متقابل در جوامع در حال گذاری چون ما بدون آفت نیست. اما زمانی این آفات مصیبت بار و خطرناک میگردد که این جدال های شاید طبیعی به غرض ورزی و عناد با یکدیگر تبدیل شوند.

۲.نوشته ی جناب یوسفخواه در بدو امر کاملا منطقی است. بدین صورت که یکی از اعضای انجمن بدلیل مشاهده ی ناملایمات و عدم توجه مسند نشینان انجمن لب به شکوه میگشاید و میگوید آنچه را باید میگفت. اما از نکته ای که نباید غافل شد آنست که لحن نامه به هیچ وجه شایسته و درخور فضای انجمن و در وهله ی اول خود ایشان نیست. انتقاد امر خوبی است ولی انتقاد بد به عکس خویش تبدیل میگردد.

۳.در اینکه فضای انجمن ادبی رودسر فاقد شرایط مساعدی است هیچ شکی نمیتوان داشت. قصد دامن زدن به پاره ای از مسائل را ندارم ولی اگر این مشکلات و دغدغه های اشخاصی مثل جناب یوسفخواه حل نگردد و بدانها وقعی نهاده نشود تنها حاصل وضع موجود سرخوردگی و کدورت و نامهربانی بیشتر اعضای انجمن با یکدیگر است که قطعا کسی از آن خشنود و خرسند نیست...

چنین مباد 

لینک


و دوباره میروم درون این توی پیچ در پیچ

و دوباره میروم درون این پیچ  تو در تو

و دوباره هیچ

و دوباره گیج

و دوباره حلقه های دوّار کیپ تا کیپ

و دوباره گیسوان پریشان  شام تا بام

و دوباره نقطه

و دوباره سکته

و دوباره سوت های ممتد سکوت

و دوباره ضجّه های بلند  درون

و دوباره قشون

و دوباره هجوم

و دوباره «مرگ شقایق را باور کن!»

و دوباره «چشم ها را  باید  شست!»

و دوباره «دوباره!»

و دوباره «دوباره!»

........

 

 

لینک


سیگارم را میگیرانم

دود فضای پیرامونم را به تنگ آورده

و چشمانم سوار بر امواج خیال گذشته را

به نظاره نشسته اند

تهی واره ها چه بسیارند هنوز

و گریزی از هجومشان

شاید...

شاید اینجا کنار همین حس الینه

جایی     منفذی     کورسویی

اما

شاید را چه باید کرد؟!...

 

سیگارم را میگیرانم

حلقه های پی در پی

بازدم های از روی ناچاری!

و بودن از روی ندانم کاری!

سالهاست که از پی این مسیر

می رویم         نه

مانده ایم و در جا زده ایم

در این گور ایستاده ی خود ساخته!

........

لینک


سوالم را جوابی نیست

نگاهم را پیامی نیست

من این دریای خشم آلود غم در دل فراوان را       

در آغوش کدامین ساحل بی غش بیاندازم؟

من این خورشید سوزان پریشان چهره ی دل ناگران سخت لرزان را

به آغوش کدامین عاشق بیهوش بفرستم؟

نمیدانم

آیا جوابی هست

                      یاری هست

                                        یادی هست

نمیدانم... 

لینک


تا کجا باید رفت

تا کجا باید گشت

تن این مرده ی سرما زده را

تا کجا      تا به کی         باید برد

 

مگر این جثه ی خاکی چقدر می ارزد

                کاین همه جنگ و جدل در همه عالم زده است؟

مگر این جسم گنهکارو ملول چقدر می ارزد

                کاین همه آدمیان در پی آسایش و نانند هنوز؟

 

تا کجا باید رفت

تا کجا این تن مردارو غم افزون را

                                            همسفر باید کرد

تا کجا باید رفت

تا کجا باید رفت........

 

لینک


 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم آذر 1385

پیوندها
فیلتر شکن
مهدیه پی سپار(مهر گیاه)
جمیله غنی زاده(تا لبخند شود)
شهاب الدین رهنما(مرد اردیبهشت)
سبا(چه باید کرد!!!!!!)
فرزاد(استاد بهزاد)
آرش نعمتی(دزد عروسکها)
شقایق زعفری(به آفرید)
سیامک قاسم نژاد(سپیده دمان)
پیمان یوسفخواه(تنهایک سوال؟)
الهه پروین(غزل 13دهم)
نقیبه(لهجه باران)
محبوب(شراب و یخ)
مشفق(سپید بارانی)
فاطمه قربانی(نارون تنها)
م.خجسته(چرکنویس...)
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ